ریحانه آفرینش، تنها منجی رهایی جامعه از دام اشرافیت

اشرافیت در لغت به معنای از بالا به زیر نگریستن (۱) و اشخاص بزرگ قدر و صاحبان حسب و نسب نیک آمده است.(۲)

تجمل گرایی به معنای رغبت یافتن به تجمّلات و توجّه به ظواهر زندگی است که موجب نفوذ روح اشرافی گری و فاصله گیری از ساده زیستی شده و با بالا بردن سطح توقّعات، معضلاتی را برای نهاد خانواده و جامعه به وجود می آورد.(۳)

یکی از مهم ترین ابزار تربیتی در اسلام،محبت کردن است؛همانگونه که سلاح اصلی پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله)، در راهنمایی و اصلاح جامعه، محبت کردن به همه ی مردم،در هر سن و جایگاهی،بوده است. تا جایی که پروردگار جهانیان ایشان را رحمه للعالمین،خطاب کرد. محبت کردن آثار و نتایجی دارد که از جمله آن ها می توان به ایجاد “روحیه تبعیت و همسان سازی” (۴) اشاره کرد.

نمونه بارز رابطه عاطفی درمیان ما،محبت و علقه ای است که مابین مادر و کودک درجریان است. با توجه به وجود این رابطه میان مادر و فرزند و آثار محبت،می توان به این نتیجه رسید که مادر هرگونه بیندیشد و هرطور که زندگی کند،فرزندانش نیز همانگونه تربیت خواهندشد. حال اگر این مادر مهربان به اشرافیت بیندیشد و تجمل گرایانه زندگی کند،حاصل زندگی اش کودکانی خواهند بود که ساده زیستی برایشان بی معنی و اشرافیت اساس و پایه ی زندگی آینده شان خواهد بود.

این کودکان جوانان آینده این سرزمین هستند که هرکدام درنقش همسریِ فرد دیگری ظاهر می شوند و شیوه زندگی و تربیتی را که از مادر خویش آموخته اند،در زندگی فردی،اجتماعی و خانوادگیِ خود، پیاده خواهند کردو این دورِ باطلِ آموزش زندگی تجمل گرایانه ادامه پیدا خواهد کرد.

ازطرفی دیگر مادر به عنوان مربی و مدیر داخلی خانواده،می تواند نقش به سزایی در اصلاح سبک زندگی و عدم گرایش خانواده به اشرافیت و تجمل گرایی،داشته باشد.

با توجه به نقش زنان به عنوان همسر و مادر در خانواده می توان قاطعانه نتیجه گرفت که :

” زنان در ظاهر نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند اما در واقع همه افراد جامعه هستند”

امام خامنه ای (مد ظله العالی) :

“تنها مطلب این نیست که زنان نیمی از جمعیت کشورند؛ نباید به این قضیه به چشم کمّیت نگاه کرد. بله، زنان نیمی از جمعیت کشورند؛ اما تأثیر زن ـ تأثیر این نیم جمعیت ـ در سرنوشت این کشور، آن وقتی که بخواهند در سرنوشت دخالت کنند، بیش از تأثیر نیمی از کل جمعیت در سرنوشت است. یک وقت است که ما مجموعه‌ای از انسان‌ها را در نظر می‌گیریم، نیمی از آن‌ها نقشی به قدر پنجاه درصد دارند، مسألة زن در جامعه این‌گونه نیست؛ بالاتر از این‌هاست. اگر زنان در یک جامعه، به فکری مؤمن بشوند و در راهی قدم بگذارند و علی‌رغم موانع آن راه را ادامه بدهند، تأثیر آن‌ها بر روی فرزندان، همسران، حتّی برادران و پدرانشان، یک تأثیر تعیین کننده و سازنده است. آن که جوانان را تربیت می‌کند و در راه‌های گوناگون قرار می‌دهد ـ در درجة اول ـ مادر است. البته عوامل دیگر نقش دارند، نقش‌های زیادی هم دارند؛ اما نقش مادر از آن نقش‌ها کم‌تر نیست و در مواردی بیش‌تر است. زن تنها خود به راهی نمی‌رود، مردها را در آن راه می‌برد. اهمیت تفکر زنان در یک جامعه، در این است!

” پی نوشت:

۱٫ لغتنامه دهخدا

۲٫فرهنگ معین

۳٫ http://qido.ir/index.aspx?siteid=16&pageid=1111&newsview=28244

۴٫منِ دیگرِما،محسن عباسی ولدی،جامعه الزهر-آیین فطرت

۵٫بیانات امام خامنه‌ای در دیدار بانوان هرمزگان، ۲۹/۱۱/۷۶ – نقش و رسالت زن، ج۵، ص۴۳، انتشارات انقلاب اسلامی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *